ي مثل ياسين

ي مثل ياسين
هركه در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند

یاسینم تا لحظه آمدنت عاشقانه زمزمه میکنم:

چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم
قلب شکسته ی تورو، خودم نوازش می کنم

نمی زارم تنگ غروب، دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم، به هر چی می خوای می رسی

خودم بغل می گیرمت، پر می شم از عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت

خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو غصه می خورم

هرچی که دوست داری بگو، حرف های قلبت رو بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلات برای من

من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیا رو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم



[موضوع : ]
[ دوشنبه 14 بهمن 1392 ] [ 15:18 ] [ مامي ياسين ]

خودمم قبول دارم تو پست سفر که گذاشتم آخراش انرژی منفی بود به قول مامان فسقلی ( عزیز دلم ) که میگفت اینجوری ننویسم

درسته ما که کاردیگه ایی از مون برنمیاد جز دعا کردن اما امید داشتن به آینده شیرین خیلی لذت بخش تر از افسوس گذشته تلخ رو خوردنه افسوس

به خاطر همین از اون روز مصمم تر شدم با تمام توان همه انرژیمو بزارم واسه مثبت اندیشی از خود راضینیشخندابله

یه چند روزی میشه دارم دنبال پوشاک و لوازم نی نی میگردم تا از قیمتهههههههههههههااااا سر در بیارم یه وقت نکنه از قافله عقب بمونم ماشاالله شون باشه ما خودمون زورمون میاد یه مانتو هشتاد تومنی بخریم اونوقت واسه یه سرهمی سه تیکه نوزادی زیر یه ساله .... باست 60 یا 70 تومن پیاده شیم خودمونیم

یه وقت نشه فکن کنین خسسسسسسییییییییسسسسم هاااااااا نه والاه.

 نیست تو این چیزا نبودم نمیدونم بایست چه جوری خرج کرد .

ایشالله نی نی بیاد نی نی پول که هیچی واسش همه دنیا رو میخرم و میدم اینم خود خودم



[موضوع : خرید]
[ دوشنبه 27 خرداد 1392 ] [ 15:47 ] [ مامي ياسين ]

السلام علیک یا ابا عبدالله

السلام علیک یا اباالفضل عباس

السلام علیک یا سید الساجدین

السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان الغوث الغوث الغوث



[موضوع : تبریک]
[ دوشنبه 27 خرداد 1392 ] [ 15:08 ] [ مامي ياسين ]

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

  به سرعت برق و باد گذشت انگار همین دیروز بود چمدونا رو بستیم و عزم ولایت کردیم به قول همسری کاش میشد بیشتر میموندیم اما چه کنیم که درگیری زیاد داریم و باید برمی گشتیم

هوای دلچسب و خنک شهرستان آسمون پر ستاره گردشای دم غروب تو باغ و صحرا همونایی بود که همیشه آرزوشونو داشتم خودمون

این سفر خیلی واسه روحیه منو مخصوصاٌ همسری خوب از اون یکنواختی و پژمردگی رها شدیم فقط حیف که زود تموم شد افسوس

حیف که این سفرمونم دو نفری بود و صد البته حیف که ...

نمیدونم این افسوس خوردنا کی میخواد تموم بشه آخه امروز داشتم تو وب یکی از اونایی که مثل من منتظره تا فرشته اش بیاد پیشش میخوندم یک و نیم ساله که منتظره همه کاراش رو کرده بود فقط منتظر بود تا بیاد منتظر

خداجون نمیدونم صلاحم چیه؟ 

شاید اصلاٌ فرشتمون دلش نخواد بیاد شاید به نظرش میاد که جاش تو آسمونا بهتره  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

اما یه چیزیو خوب میدونم وقتی واسه به دست آوردن یه چیزی خیلی منتظری و دیر بدستش میاری به اصطلاح میگن ده سال مرادت رو گرفتی مخصوصاٌ در مورد بچه بچه

من این مثل رو به فال نیک میگیرم آخه چند وقت دیگه ده سال منم تموم میشه

میگن ده سال مراد نمیگن یازده سال مراد که ؟ میگن؟ سوال

خداجونم خودت عالم به هرچیزی حتماٌ میدونی که چقدر نذر و نیاز دارم میترسم حسابش از دستم خارج شه گریه

خدا! میدونی که ماه شعبان چقدر برام عزیزه مخصوصاٌ این ماه که اولین روزش مقارن با دوشنبه هست و من به نیت سلامتی پسملی و پایان این انتظار و نوید روزهای خوش آینده ختم سوره واقعه رو شروع کردم . خوشی

در روایتی از معصوم (ع) آمده است چون اول ماه قمری با روز دوشنبه مصادف گردید ختم سوره واقعه را به این ترتیب بخوانید: روز اول یک سوره واقعه ** روز دوم دو سوره واقعه **روز سوم سه سوره واقعه تا روز چهاردهم به همین ترتیب به شماره روزها سوره واقعه خوانده می شود یعنی روز چهادهم 14 سوره واقعه خوانده می شود این سوره ها را می توان در طول روز وبه مرور زمان خواند.

  خداجونم همیشه التماست کردم سر تعظیم به درگاهت فرود دارم پس به حرمت این ده سال انتظار روزهای آینده رو برام هموار کن خیلی ها تو این ماه از مولودین شعبان عیدی میخوان یکیشونم منم زیاد منتظرم نزار . الهی امین



[موضوع : طبیعت]
[ سه شنبه 21 خرداد 1392 ] [ 12:30 ] [ مامي ياسين ]

دلم میخواست بودی تا برات می خوندم:

  

پسرم با تو سخن مي گويم ‏

زندگي درنگهم گلزاريست ‏

و تو با قامت چون نيلوفر،شاخه ي پر گل اين گلزاري ‏

من به چشمان تو يک خرمن گل مي بينم ‏

گل صدرنگ اميد ‏

گل فرداي بزرگ

گل فرداي سپيد

چشم تو آينه ي روشن فرداي من است ‏

گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ ‏

کس نگيرد زگل مرده سراغ

پسرم م با تو سخن مي گويم ‏

ديده بگشاي و در انديشه گل چينان باش

همه گل چينِ گل امروزند ‏

همه هستي سوزند ‏

کس به فرداي گل باغ نمي انديشد ‏

آنکه گرد همه گل ها به هوس مي چرخد ‏

بلبل عاشق نيست ‏

بلکه گلچين سيه کرداريست ‏

که سراسيمه دود در پي گل هاي لطيف ‏

تا يکي لحظه به چنگ ارد و ريزد بر خا ک

دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک ‏

            تو گل شادابي ‏

به ره باد مرو ‏

غافل از باد مشو

           اي گل صد پر من ‏

همه گوهر شکنند ‏

ديو کي ارزش گوهر داند ‏

            پسرم  گوهر من ،

تو که تک گوهر دنياي مني ‏

دل به لبخند حرامي مسپار دزد را دوست مخوان ‏

چشم اميد به ابليس مدار ‏

اي گوهر تابنده بي مانند ‏

خويش را خار مبين ‏

آري اي پسرکم

اي سراپا الماس از حرامي بهراس ‏

قيمت خود مشکن ‏

 

قدر خود را بشناس

 قدر خود را بشناس



[موضوع : نجوا]
[ يکشنبه 12 خرداد 1392 ] [ 15:27 ] [ مامي ياسين ]

حرم امن  

دیشب با همسری و باباجونی و مامانی و خواهری رفتیم حرم عبدالعظیم حسنی

جای دوستان خالی خیلی صفا داشت فقط خیلـــــــــــــــــی شلوغ بود مخصوصا که همسری جای پارک به زور پیدا کرد کلافه

  کلی حال کردم یادمه آخرین باری که رفتم عید بود ایندفعه چون باباجونی بود بیشتر حال داشت 

بعد از زیارت مهمون همسری شدیم به صرف کباب و نون داغ سنگگ البته از اونجایی که امیدی( پسمل خاله )  با ما بود نتونستیم اونجا بمونیم برای صرف شام این شد که اومدیم خونه مامانی 

نمیدونم این چه فلسفه ایی که ما ادمها نداشته هامون واسمون همیشه مهمتر از داشته هامونه توی حرم که بودم اونقدر بچه های جوراجور دور وبرم دیدم که نگو مخصوصا این خونواده های افغانی که چند تا قد و نیم قد دنبالشون قطار می رفتن اصلا معلوم نبود کدومشون مواظب کدوم یکی 

یکی ونگه میزد یکی آب مماغش داشت میومد اون یکی موهای اون یکی دیگه رو میکشید من نمیدونم خدایا ناشکرت نیستم ولی آخه انصافت شکر به یکی اونقدری میدی که نمیدونه کدومشون کجان و چه جوری بزرگ میشن به یکی مثل منم ... خودم

تو حرم از خدا خواستم تا اخر امسال اگه مصلحت میدونه به منم بده

براش خیلی نقشه دارم میترسم دیر بشه

امسال یه دو سه ماه دیگه ( 4 تیر ماه ) زندگی بهاریمون وارد ده سال میشه

ستاره بارون 

خدایا به همه مقدسات سوگند به حق این اذان قسم واسه کسی مثل من که شهره صبر و خونسردیم ده سال بســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه نی نی

خدایا اگه بهم بگن تنها یه روز از زندگیم مونده ازت میخوام دعام اجابت کنی بعد ببریم اون بالاها نمیخوام تو حسرت باشم میدونم برات فقط لحظه که هیچ ثانیه هم نمیشه اما واسه من یه عمر حسرت و انتظاره ...  غم

 



[موضوع : نجوا]
[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ 20:46 ] [ مامي ياسين ]

تقدیم  با عشق :

عبارتی که روی کارت نوشته بودند

کارتی که بر روی شاخه گل سرخ با ظرافت خاصی نصب شده بود

و شاخه گل سرخ که در دستان پر مهر دخترک با لبخند و بوسه تقدیم عمویش شد.

عشق، واژه زیبا به رنگ سبز و به آرامش و زلالی دریا

آن زمان که گل به عشق من تقدیم شد، خندید و شبنم چشمانش نظاره گر سرخی گل بودند

با آغوش باز و بوسه های پی در پی، صدای قلبش پذیرای دخترک شد.

 

مشاهده ادامه مطلب فراموش نشه


ادامه مطلب


[موضوع : تبریک]
[ دوشنبه 6 خرداد 1392 ] [ 15:11 ] [ مامي ياسين ]

بالاخره هفته گذشته خانمه از مرکز مشاوره تماس گرفت و از ما خواست بیاییم جواب مشاوره رو ببریم. نیشخنداز اونجاییکه دوباره باید از هفت خوان میگذشتم تا مرخصی بگیرم از همسری خواهش کردم قبول زحمت کنه و بره خودم

چهار روز هی امروز فردا کرد و آخرش گفت پول آژانس رو میدم خودت برو

صبح سه شنبه 24/2/92 شال و کلاه کردم مسیر اولم سه راه بهشتی بود کمتر از 2 دقیقه نامه رو گرفتم نامهو بادربستی رفتم مرکز ب ه نامه رو بهشون تحویل دادم چون محرمانه بود نتونستم بفهمم داخلش چی نوشتن خودمخانمه بعد از گرفتن نامه گفت دیگه با شما کاری نداریم و میتونید تشریف ببرید . 

ازش پرسیدم مرحله بعدی چیه سوالگفت: تشکیل شورا

پرسیدم چقدر طول میکشه تا شورا تشکیل بشه؟سوال

خانمه: ما هر نوبت حدود 40 نفر رو نامه میدیم ببرن مشاوره و اون 40 نفر هم نامه شون رو پشت سرهم میارن حدوداٌ حداقل 3 یا 4 ماه توی نوبت هستید تا باهاتون تماس بگیرن و زمان شورا رو بگن خیال باطل

پرسیدم شورا که تشکیل شد نتیجهش چه قدر زمان می بره معلوم بشه ؟خودم

خانمه: اگه با شرایط درخواستی شما موردی داشتیم خانمهظرف یکی دوماه بعد از کارهای اداریش میتونید بچه رو تحویل بگیرین.نی

خوشحالم از این بابت که اگه خدا بخواد بالاخره بعد از اینهمه بـــدو بــــدو کردن بدوایشالله امسال به جای اضافه شدن یک نی نی به جمعمون 2 تا نی نی اضافه  میشه نیو آشوب تو دلم دارم که بالاخره کی میشه این انتظار تموم شهانتظار

همه این مراحل در عمل زمانبر و طولانی مدته .

خودم میدونم که حرفهای خانمه حدودیه و حساب دقیقی نداره اما  لازمش اینه که یه آدم خیــــــلی خیــــلی خیـــــلی صبــــــــــور قدم در این را پر فراز و نشیب بزاره خودمبه خاطر همینه که میگم انتظار چیز خوبی نیست .

اما وقتی به اومدن یاسین جونم فکر میکنم لبخند روی لبم، آتش دل سوختهم رو سرد میکنهخودم

 از خدا میخوام به حق ولادت مولود کعبه و به حق عظمت ماه رجب، به برکت مولدین ماه شعبان و به حق ماه نزول قرآن، امسال به آرزوی 10 ساله برسم. 

 ای خدا دستم بگیر...



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 1 خرداد 1392 ] [ 12:01 ] [ مامي ياسين ]

 مهربان ترین بابای دنیا
صادقانه دوستت دارم و هزاران شاخه گل شقایق تقدیمت می کنم.



[موضوع : تبریک]
[ سه شنبه 31 ارديبهشت 1392 ] [ 15:27 ] [ مامي ياسين ]

آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , دانلود والپیپر مذهبی , والپیپر الله , والپیپر آیات قرآنی , والپیپر بسم الله , آیات الله , پوستر مذهبی

 

یاسین: یکی از القاب پیامبر (ص)

یاسین: سی و ششمین سوره قرآن است كه مكی و دارای 83 آیه است.

یاسین : قلب قرآن

 

 مشاهده ادامه مطلب فراموش نشه


ادامه مطلب


[موضوع : ]
[ يکشنبه 29 ارديبهشت 1392 ] [ 14:01 ] [ مامي ياسين ]

دیروز بالاخره خانمه تماس گرفت و گفت بیاین مدارکتون اماده هست ببرین فقط ببخشیدا من مامور و معذورم لطفا موقع تحویل مدارک هزینهش هم بپردازین منم یه شاخ گنده بالای سرم درست شد تعجبو در حالی که بهتم زده بود پرسیدم هزینه داره؟ گفت 50 هزار تومنعصبانی

وقتی تماسش قطع شد با مرکز ب ه تماس گرفتم و جریان بهشون گفتم آخه جلسه اولی که رفتیم بابت هزینه و اینجور چیزها با ما حرفی نزدنخیال باطل

به خانمه گفتم این پولی که دارن میگیرن بابت چیه ما توی جلسه دوم همش نیم ساعتم با اون مشاوره صحبت نکردیم تازه اون هییچ راهنمایی اونچنانی که باید واسه ما نکرد همه چیزایی که میگفت ما خودمون میدونستیم بعدشم من خودم کلی اطلاعات بهش دادم دوتا فایل پی دی اف هم براش ایمیل کردم

خانمه گفت بعععللله این هزینه ها طبیعیه تازه شما به یه مرکز دولتی برای مشاوره مراجعه کردین اگه جای خصوصی میرفتین که معلوم نبود بالای 100 تومن ازتون میگرفتن منم که هنوز خشکم زده بود با احترام ازشون خداحافظی کردم و گوشی رو گذاشتم.

وقتی به گذشته فکر میکنم که چه پولایی بابت ویزیت و آمپول و سونو و عمل و هزارتا ببخشید کوفت و زهر مار دیگه به این دکترای جیب خالی کن دادیم با خودم میگم این هزینه که در قبال اونا چیزی نیست.

فقط به این امیدم که زودتر این پروسه ها طی بشه و خدا دلم شاد کنه. praying



[موضوع : ]
[ يکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ] [ 15:28 ] [ مامي ياسين ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خداوند زندگی را آفرید، مادر را خلق کرد، خداوند شادی را آفرید و کودکی متولد شد، خداوند زیبایی را آفرید و مادر لبخند کودکانه اش را نظاره کرد، خداوند آرامش را آفرید و کودکی درآغوش مادرش به خواب رفت، خداوند نشاط را آفرید و کودکی می دوید وخداوند عشق را آفرید همان لحظه که این جمله را از زبان کودک شنید: مادر دوستت دارم ... یاسین جان : در غبار لحظه های سپری شده از وقایع روزگار باشد تا زمانی فرا رسد که این دلنوشته ها تصویری باشد برای نیل به اهداف ما تا حقایق برایت مصور شود.
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 26
بازدید دیروز : 41
بازدید هفته گذشته : 295
کل بازدید : 87748

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس