ي مثل ياسين

ي مثل ياسين
هركه در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند

یاسینم تا لحظه آمدنت عاشقانه زمزمه میکنم:

چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم
قلب شکسته ی تورو، خودم نوازش می کنم

نمی زارم تنگ غروب، دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم، به هر چی می خوای می رسی

خودم بغل می گیرمت، پر می شم از عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت

خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو غصه می خورم

هرچی که دوست داری بگو، حرف های قلبت رو بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلات برای من

من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیا رو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم



[موضوع : ]
[ دوشنبه 14 بهمن 1392 ] [ 15:18 ] [ مامي ياسين ]

با اجازه از دوست عزیزم که در جایی نوشته بودند:

به حرمت اخلاق و دوستی به نوشته های هم احترام بگذاریم

هیچ وقت از خانه مجازی هیچکس جمله ای کوتاه و یا حتی عبارتی را بدون اجازه صاحبخانه بر نداریم... انشاال...

شرح دلنوشته ها و بیقراریهایم کم نیست می توانم با دیگران تقسیمش کنم چه کنم که از خود اختیاری ندارم

دوستان و همراهانی که تا به حال دلنوشته ها و شرح انتظارات مرا خواندند خوب میدانند که مخاطب اصلی نامه ها پسرم یاسین بوده و لا غیر

روزی که تصمیم به ساخت این خانه مجازی را گرفتم دلخوش به این بودم که اینجا و در این محل تنها جایی هست که بی پروا و فقط برای خودش می تونم حرف بزنم و با دلداری و امیدهایی که دوستای مهربون بهم دادن بار غم نداشتن و نبودنش برام قابل تحمل بود ولی این اواخر درجاهایی دیدم عزیزانی که مطالب رو کپی کردن و یا با اندک تغیراتی توی وبشون درج کردن به همین خاطر دلنوشته هایی که برای یاسین عزیزم نوشتم رمز دار شدن

عذر خواهی میکنم امیدوارم دوستای مهربونم ناراحت نشن هرچند که دوستای واقعی من دلنوشته های منو قبلا خوندن و با امیدواری های اونا بود که من روحیه می گرفتم و خلا نداشتن یاسین برام قابل تحمل میشد.

با ارزوی بهترینها انشالله سال خوب و خوشی در کنار خانواده داشته باشین

  



[موضوع : ]
[ يکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 12:6 ] [ مامي ياسين ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خداوند زندگی را آفرید، مادر را خلق کرد، خداوند شادی را آفرید و کودکی متولد شد، خداوند زیبایی را آفرید و مادر لبخند کودکانه اش را نظاره کرد، خداوند آرامش را آفرید و کودکی درآغوش مادرش به خواب رفت، خداوند نشاط را آفرید و کودکی می دوید وخداوند عشق را آفرید همان لحظه که این جمله را از زبان کودک شنید: مادر دوستت دارم ... یاسین جان : در غبار لحظه های سپری شده از وقایع روزگار باشد تا زمانی فرا رسد که این دلنوشته ها تصویری باشد برای نیل به اهداف ما تا حقایق برایت مصور شود.
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 52
بازدید دیروز : 41
بازدید هفته گذشته : 321
کل بازدید : 87774