ي مثل ياسين

ي مثل ياسين
هركه در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند

یاسینم تا لحظه آمدنت عاشقانه زمزمه میکنم:

چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم
قلب شکسته ی تورو، خودم نوازش می کنم

نمی زارم تنگ غروب، دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم، به هر چی می خوای می رسی

خودم بغل می گیرمت، پر می شم از عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت

خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو غصه می خورم

هرچی که دوست داری بگو، حرف های قلبت رو بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلات برای من

من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیا رو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم



[موضوع : ]
[ دوشنبه 14 بهمن 1392 ] [ 15:18 ] [ مامي ياسين ]

پنجشنبه که رفته بودم خونه مامانی عصری به سرم زد برم چند تا گلدون بخرم آخه همیشه دوست داشتم یه دنیا گل داشته باشم.

از وقتی به جد دنبال کارهای ف خ هستم یه جورایی روحیه ام عوض شده خیلی شاد و شنگول شدم روحیه دوره دانشگاهیم برگشته شعر و مناجات نامه میخونم از فضای سبز لذت می برم توی محیط اداره دنبال گل و بلبل  و هرچیزی که رنگ و بوی شادی داشته باشه هستم خدا کنه همیشه اینجوری باشه. ني ني شكلك

سه تا گل خریدم: عروس واسه پسملی، اطلسی برای همسری و خورشیدی (قاشقی) واسه خودم عروس و اطلسی گل دارن ولی خورشیدی داره ناز میکنه میگه بیارم نیارم ... Click to get cool Animations for your MySpace profile

عوضش خورشیدی یه نی نی ناز دو قلو داره میخوام از همشون خوب مراقبت کنم تا همیشه شاد و سرحال باشن 

animation babies kiss 

 



[موضوع : طبیعت]
[ يکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ] [ 14:57 ] [ مامي ياسين ]

 

 پوستر امام زمانی    www.shia-mahdi.com

این هفته هم گذشت تو اما نیامدی

خورشید خانواده ی زهرا نیامدی

از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها

ای آخرین مسافردنیا نیامدی

صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم

"آمد غروب،رفت وتوآقا نیامدی"

امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟

آقای من ! اگر زد وفردا نیامدی

غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم

تا روبرویمان نشدی ، تا نیامدی!

منتخبی از ستاره سهیل

 

ني ني شكلك

 

این شب شب آرزوهاست

خدا اولین شب جمعه ماه رجب رو به نام شب آرزوها نام گذاری کرده

خدای مهربون توی این شب فرشته هاش رو به زمین می فسته تا آرزوهای بنده هاش رو بالا ببرن

این شب پرستاره ترین شب ساله چون هر آرزو یک ستاره میشه و میشینه روی بال فرشته ها و به آسمون میره

در این شب دستها و نگاهها رو به آسمونه و دعا می کنن که همه ستاره ها به خدا برسه

خدایا!

منم برای این شب چندتا ستاره فرستادم و منتظرم دستهای رحمتت اونارو توی دل آسمون استجابت بکاره

خدایا!

باغ دل همه رو درآن شب پرستاره کن

الهی امین

Growing Ivy Border

 



[موضوع : تبریک]
[ يکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ] [ 14:30 ] [ مامي ياسين ]

نمیدونم چی شد یهو دلم هوای دانشگاه رو کرد. یاد شعر کوچه افتادم .یادمه اون وقتا یه پوستری از این شعر دراومده بود از اونجایی که داداش علاقه وافری به مشیری داره اون پوستر رو خرید و توی اتاقش نصب کرد.دو بیت اولش و با خط نستعلیق نوشته بودند و کنارش هم عکس یه چشم و ابروی خیلی خوشگل کشیده بودند

 

همون وقتا مصمم شدم شعر و حفظ کنم الان هم همه رو تقریبا حفظم میزارمش اینجا به یاد اون روزا:

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

 

در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

 

یادم آم که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

 

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید، تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن

لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،

آب، آیینة عشق گذران است،

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، که دلت با دگران است!

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

 

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

 

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،

چون کبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ...“

 

باز گفتم که : ” تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم! “

 

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، نالة تلخی زد و بگریخت ...

 

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

 

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ...

 

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

 مشاهده پاسخ شعر در ادامه مطلب


ادامه مطلب


[موضوع : نجوا]
[ چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 ] [ 13:57 ] [ مامي ياسين ]

دیروز با همسری رفتیم جلسه دوم مشاورمون خدا رو شکر همه چی خوب بود اولش آقای مشاور این جور شروع کرد که منم خودم 10 ساله که بچه دار نمیشم ازتون میخوام منو دوست خودتون بدونید و خلاصه اینکه هرچه میخواهد دل تنگت بگو! ما برای این اینجا هستیم تا اگه احیانا سوالی مشکلی مساله ای هست واستون راهنما باشیم .ما که چیزی واسه پنهون کردن نداشتیم همه چی رو قبلا توی فرمهای اصلی نوشته بودیم و داده بودیم اداره ب ه بنابراین راست حسینی جواب سوالاتش رو دادیم و باهاش مشورت کردیم

تو جلسه اول یه سری فرم بهمون دادن که سوالات دسته بندی شده بود و 3 طیف متفاوت رو شامل میشد: هوش شخصیت و شناخت طرفین از همدیگر

همه رو تکمیل کردیم و بهشون دادیم گفتن که باهامون تماس میگیرن برای جلسه بعدی وقت میدن  این دفعه که رفتیم خودش ازمون به یه نحو دیگه ایی اون سوالات رو میپرسید از استرسها نگرانیها ترسها و علایق و...میخواست بدونه شخصیت ما چه جوریه شایستگی ما رو میخواست واسه این اقدام بسنجهسوال

خیلی ازمون خوشش اومد مخصوصا از همسری الحق که همسری ادم خوش خلق تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو مردم داریه

 

 

منم اطلاعاتی که در مورد ف خ داشتم بهش دادم و ازم خواست تا واسش فایل pdf رو ایمیل کنم میگفت شما نیاز به مشاوره ندارین ماشاا... خودتون یه پا مشاورین خجالت

قرار شد وقتی مدارکمون اماده بشه باهامون تماس بگیرن

خدا خدا میکردم همون دیروز بهمون نامه رو میدادن آخه واسه مرخصی گرفتن باید از هفت خوان بگذرم حالا باید دوباره منتظر بمونم منتظرتا بهم بزنگن یه روز دیگم باید از اداره جیم بزنم مدارک رو ببرم اداره ب ه

الان هم منتظرم بهم زنگ بزنن

اینم منم در حال انتظظظظظظااااااااررررررتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 



[موضوع : ]
[ سه شنبه 17 ارديبهشت 1392 ] [ 15:30 ] [ مامي ياسين ]

امروز صبح وقتی اومدم اداره خواستم تا دور و برم خلوته برم یه سری به خونه پسملم بزنم که یه دفعه در کمال بهت و ناباوری دیدم آدرسش به یه سایت دیگه وصل شده استرستعجب

از عزیز دلم خواستم بره امتحان کنه اونم رفت و دید بععععلللله این آدرس من به یه سایت دیگه ایی وصل شده که اصلا معلوم نیست چیه و مال کجاست آخ

با دست پاچکی مطالبو چک کردم دیدم تغییری نکرده و هنوز بهشون میشه دسترسی داشت نیشخنددر بخش ارتباط با ما یه میل فرستادم واسه مدیریت و ازشون خواستم پیگیر بشن ببینن اشکال چیه تا رفعش کنن داشتم دق می کردم ابرونگران

خیلی وقت نیست راه اندازیش کردم ولی خیلی دوستش دارم یه جورایی به نظرم میاد تا بخواد نی نی بیاد اینجا خونش باشه یه جورایی هم بهش میگم کلبه آرزو دلم می خواد یه وقتی بشه به همسری هم نشونش بدم.



[موضوع : ]
[ سه شنبه 17 ارديبهشت 1392 ] [ 14:57 ] [ مامي ياسين ]

فکر به راه انداختن این وبلاگ رو با خوندن وبلاگ یکی از دوستای وبلاگی خوبم به سرم زد 

رویا جون نویسنده وبلاگ ما بچه دار میشیم یه جورایی اوضاع و احوالش به گذشته من نزدیک بود بخاطر همین به فکر افتادم چه خوبه که از همین اول که پیگیر کارام هستم همزمان مراحل سخت انتظار رو به تصویر بکشم این شد که ی مثل یاسین شکل گرفت تشویق



[موضوع : ]
[ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ] [ 15:05 ] [ مامي ياسين ]

 

طبیعت سبز، سبز سبز:

جمعه برای ناهار با مامانی و خاله ها و دایی رفتیم پارک خیلی بهمه خوش گذشت بعد از ناهار و استحراحت کوتاه نیمروزی واسه گشت و گذار و دیدن از حیوانات خانگی پیاده روی کردیم تا به حال اینقدر هوا رو دلچسب و خواستنی ندیده بودم خیلی عالی بود   طبیعت

فقط جای همسری خالی بود آخه تهران نبود وگرنه ما رو همراهی می کرد ناراحت

دو روزه ندیدمش دلم براش تنگ شده غم امروز اومده باید از اداره زودتر جیم بزنم برم خونه  

تمام مدتی که پارک بودیم با اینکه همه چی عالی بود اما دلتنگ بودم و فکرم به آینده بود نمیدونم این اینده ایی که من این همه فکرشم پس کی میرسهسوال

وقتی داشتیم قفس پرنده ها ،خرگوشها و ...رو نگاه می کردیم وقتی اون بچه اردکها و خرگوشهای کوچولو می دیدم همش غصه ام می گرفت با خودم می گفتم خدایا حکمتت چیه من که خبر از هیچی ندارم می دونم یه صلاحی تو کاره شاید این سرنوشت برام بهتر باشه غم

الهی راضیم به رضای تو

مشاهده ادامه مطلب فراموش نشه


ادامه مطلب


[موضوع : طبیعت]
[ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ] [ 14:34 ] [ مامي ياسين ]

فرشته آسمونی

خداوندا....

از تو سپاسگزاریم بخاطر همه ی لطفی که در حق ما روا داشتی

به امیدی سالی پر بارتر برای شما همراهان و همدلان

به امید روزی که هیچ مادری بدون فرزند نباشد و هیچ فرزندی بدون مادر

آمین

 

 

مشاهده ادامه مطلب فراموش نشه


ادامه مطلب


[موضوع : نوروز]
[ شنبه 14 ارديبهشت 1392 ] [ 15:15 ] [ مامي ياسين ]

نرم نرمک می رسد اینک بهار،

خوش بحال روزگار،

خوش بحال چشمه ها و دشت ها،

خوش بحال دانه ها و سبزه ها،

خوش بحال غنچه های نیمه باز



[موضوع : نوروز]
[ شنبه 14 ارديبهشت 1392 ] [ 15:15 ] [ مامي ياسين ]

سرخوشي

مرداد 82  ساعت 4 بعدازظهر آغاز پیوند زناشوئی با همسرم ...

حدود 11 ماه  عقد بودیم دنیای شیرینی بود خاطره تلخی ازش ندارم سراسر عشق و محبت

در يكي از شبهاي اولين ماه گرم تابستان تير 83 زندگی دونفریمونو آغاز کردیم زندگی كه هميشه واسم طعم عشق داشت

 عروسي


مشاهده ادامه مطلب فراموش نشه


ادامه مطلب


[موضوع : گذشته]
[ شنبه 14 ارديبهشت 1392 ] [ 15:14 ] [ مامي ياسين ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خداوند زندگی را آفرید، مادر را خلق کرد، خداوند شادی را آفرید و کودکی متولد شد، خداوند زیبایی را آفرید و مادر لبخند کودکانه اش را نظاره کرد، خداوند آرامش را آفرید و کودکی درآغوش مادرش به خواب رفت، خداوند نشاط را آفرید و کودکی می دوید وخداوند عشق را آفرید همان لحظه که این جمله را از زبان کودک شنید: مادر دوستت دارم ... یاسین جان : در غبار لحظه های سپری شده از وقایع روزگار باشد تا زمانی فرا رسد که این دلنوشته ها تصویری باشد برای نیل به اهداف ما تا حقایق برایت مصور شود.
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 37
بازدید دیروز : 41
بازدید هفته گذشته : 306
کل بازدید : 87759

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس